تبليغاتX
تلنگری بر روح

تلنگری بر روح

...یا مُبَدّلَ السَیّئات بالحَسَنات

 

۱- سلام بعد از مدتها!!

2- میرم سر اصل مطلب:

دیشب با یکی از دوستان رفته بودیم نمایشگاه، میخواستیم برگردیم که دوست گرامی یادش اومد هنوز کتاب "اسرار آل محمد" رو نگرفته، رفتیم که از چندتا غرفه که این تریپ کتاب ها رو داشتن سوال کنیم.

از غرفه اول پرسیدیم ببینیم کتاب اسرار رو دارند؟ جناب فروشنده گفتن نداریم!
رفتیم دومین غرفه، از کتاب نامبرده سوال کردیم، باز هم جناب فروشنده در حالی که لبخندی مرموزانه(!)بر لب داشت، گفت نداریم!
رفتیم غرفه بعدی، چشممان افتاد به یه جلد اسرار، یه گوشه از میز که خیلی توی چشم نبود!
بعد از براندازی کتاب، خواستیم بریم انتشارات دیگه رو هم بگردیم که جناب فروشنده گفتن نگردید که پیدا نمی کنید و فروش این کتاب جریمه داره!!

با کلی تعجب قضیه رو که ازشون پرسیدیم، فهمیدیم قضیه از این قراره که ارشاد بعد از تذکرهای برادران اهل سنت، فروش این کتاب و چندتا کتاب دیگه از جمله "بیت الاحزان" رو ممنوع کرده! بعد هم از نمایشگاه سال گذشته زاهدان گفتن که به خاطر کتاب "شبهای پیشاور" مجبور شدن یک روز نمایشگاه رو زودتر جمع کنن!! البته برامون خیلی جالب بود که الآن کتاب شب های پیشاور مثل نقل و نبات توی نمایشگاه پیدا می شد و بهش گیر نداده بودن!!

ما هم که به رگ غیرتمون برخورده بود، رفتیم که از چندتا غرفه دیگه هم سوال کنیم. بالای یه غرفه اسم چندتا از کتاب های موجود در غرفه زده بودن از جمله "اسرار آل محمد" با ۳۰ درصد تخفیف.

رفتیم پرسیدیم  کتاب بیت الاحزان دارید؟ گفتن نه! پرسیدیم اسرار چی؟ گفت اصلا این کتابها تو نمایشگاه نیست! دیدیم انگار یادشون رفته لیست کتاب هارو از بالای غرفه بردارن، گفتیم پس قضیه این لیست چیه؟ پرسیدن شیعه اید؟!!!
خلاصه وقتی مطمئن شدن شیعه ایم و از ارشاد هم نیستیم(!)، بعد از گفتن کل قضیه هر دوتا کتاب رو از یه گوشه کناری برامون آوردن...
داشتیم کتاب ها رو نگاه می کردیم که گفتن یه کتاب دیگه هم هستا!!! دیدیم انگار تازه داره کتاب ها یکی یکی رو میشه! کتاب "دفاعیات" در مورد حضرت زهرا(س)بود...

------------------------------------------

این ها رو گفتم نه به خاطر اینکه چرا ارشاد فروش همچین کتابهایی رو ممنوع کرده! یا اینکه چرا فروش کتاب هایی که اصل و سند مذهب ماست باید ممنوع بشه و اونوقت اهل تسنن خودش غرفه و انتشارات جدا برای کتاب هاش داشته باشه! بحثم هم سر محتوای کتاب های هر دو مذهب نیست و اینکه توی کتاب های ما چی نوشته و چرا جمع شده، این رو هم میدونم که حفظ وحدت خودش بحثی جدا داره...

همه این ها رو گفتم فقط به خاطر اینکه یه ذره به رگ غیرتمون بربخوره!!

واقعا داریم برای مذهبمون چیکار می کنیم؟ خصوصا اینکه در نقطه حساس تری از کشورمون هم هستیم!!

نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 23:36 توسط سارا میرفخرایی|

سه پست قبل هم از همین وبلاگ بود، نوشته هاش خیلی به دل می شینن.

اینجا بخونید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: اگه همه پست های این وبلاگ رو هم بخونید وقت تلف نکردین!! واقعا ارزش خوندن داره...

پست های کوتاهی اند ولی فکر بلند می خواد...!

یاعلی

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:56 توسط سارا میرفخرایی|

طولانی شد، نشد اون چیزی رو که باید بگی... ولی بخونیدش!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توی قرآن یه آیه داریم که: "لیس للانسان الا ما سعی"

وقتی به این آیه با دقت فکر میکنی، به آدمای دور و برت هم با دقت بیشتری توجه میکنی(امتحان کنید!!)، تا حدی که همه تصورات ذهنی منو نسبت به آدمای اطرافم به هم ریخته...

خدا می فرماید: برای انسان چیزی جز سعی و تلاشش نیست.

با این آیه میشه اینجوری فکر کرد که شاید یه فرد عادی توی اون دنیا به اندازی یه عالم دینی پاداش بگیره، شاید جایگاهشون توی بهشت کنار هم باشه و ...(البته این حساب کتاب ها با خداست، اینا فقط فکرای منه!!!)

مثلا فکر کردین به اینکه یکی توی یه خانواده بد به دنیا میاد و بزرگ میشه،حالا اگه این شخص توی یه خانواده متدین به دنیا اومده بود، به احتمال قوی آدم خوبی هم میشد دیگه، خدا نمیخواسته که...(از این شبهه هایی که در مورد عدالت خدا مطرح میشه...)

به نظر من عدالت خدا توی این آیه تجلی پیدا میکنه...، خدا خیلی قشنگ داره میگه توی اون دنیا به اندازه تلاشی که کردی پاداش میگیری، نه به اندازه عملی که انجام دادی...(البته از نظر من بعضی جاها این تلاشه همون عمله...!!!)

ممکنه شخص۱ توی یه شرایط منفی متولد شه(مثلا منفی صد!!) اما توی کل زندگیش صد پله جلو رفته باشه(تازه میشه صفر!!)آخر عمرش تازه میرسه به یه آدم معمولی!! ولی شخص۲ با شرایط کاملا مثبت به دنیا بیاد(مثبت پنجاه!)، اونم صد پله جلو بره(میشه مثبت صدو پنجاه)و آخر عمرش برسه به یه عالم دینی...

اگه به عدالت ما انسان هاست که مسلما شخص۲، صدو پنجاه تا پله تو بهشت بالاتره! اما این نهایت عدالت خداست که هیچ بنده ای رو با بنده دیگه مقایسه نمیکنه ... هر کسی رو با خودش مقایسه میکنه ... یعنی اینکه این بنده به کجا میتونست برسه و نهایتا به کجا رسید! و شاید خدا با همین محاسبه هر دو نفر بالا رو یه جور پاداش بده ... چون هر دوتاشون صد پله پیشرفت کردن!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حاج آقا قرائتی می گفت: "لیس للانسان الا ما سعی" یعنی "برای انسان چیزی جز حاصل تلاش او نیست"،  اگر خدا از ما عمل می خواست می گفت «لیس للانسان الا عمل»، خدا از ما عمل و انجام کار که نمی خواد، خدا از ما سعی می خواد، سعی ات را بکن شد، شد، نشد، نشد ...

پ.ن:

۱- این حرف حاج آقا قرائتی هم باشه برای ماهایی که همیشه داریم مینالیم...!!!!!

۲- همیشه میگیم ما کجا و مثلا آیت الله بهجت کجا...، درسته که شاید هرکدوم از ماها هر چقدر هم تلاش کنیم به ذره ای از اون مقام هم نرسیم، ولی خدا راه رو برامون باز گذاشته که به اون اندازه تلاش کنیم...

۳- اگه خدا گفته بود "لیس للانسان الا حرف(!)"، فکر کنم هممون بالا بالاهای بهشت جامون رزرو بود!!!!

۴-اگه ایمان و باورمون، ایمان باشه، خوندن این آیه باید مثل این باشه که انگار وصلمون کردن به یه شارژ ۲۲۰ولتی!!!

۵- بهانه نوشتن این پست تلنگری بود که به خودم خورده بود، بقیه رو نمیدونم...

یاعلی

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 16:25 توسط سارا میرفخرایی|

سلام

خیلی دوست داشتم هرشب، شده در حد یک خط برای ارباب بنویسم، از آن یک خط هایی که خودت بیشتر بهش محتاجی تا بقیه، اما...

محرم امسال فکرم عجیب قفل کرده!!!

فکر که قفل بکند و دل که راهی نشود و چشم که نبارد می شود همین که هرچه فکر میکنی و هر کار میکنی یک کلمه هم نمی آید تا بنویسی آنچه را که باید...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: دعا کنید...

نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 23:51 توسط سارا میرفخرایی|

سلام

شش کلمه، یک دنیا حرف...!!

اینجا بخوانید.

عیدهمگی مبارک

یاعلی

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 16:30 توسط سارا میرفخرایی|

 

بعضی وقتها تمام دلخوشی آدم میشه یه جمله:

اَم کَیفَ تَزجُرُهُ زَبانیَتُها وَ هوَ یُنادیکَ یا رَبَّهُ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: دیدین بعضی وقتها یکی رو تو رو دربایستی قرار میدی...

همین!!

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 23:20 توسط سارا میرفخرایی|


آخرين مطالب
» اندر حواشی نمایشگاه کتاب
» از قلم دیگران (2)
» تلاش!!!
» ....
» از قلم دیگران... (غدیریه)
» دلخوشی
» بدون شرح
» یه بحث خودمونی
» وسوسه نفس
» جوانمرد مردمان همسایه...


Design By : Pichak